امروز پنج شنبه, 26 مرداد 1396 - Fri 08 18 2017

منو

معنای این آیه چیست: "ولو شاء الله لجعلکم امة واحدة و لکن یضل من یشاء و یهدی من یشاء و لتسئلن عماکنتم تعملون"

قرآن

 

معنای این آیه چیست: "ولو شاء الله لجعلکم امة واحدة و لکن یضل من یشاء و یهدی من یشاء و لتسئلن عماکنتم تعملون". [1]

"و اگر خدا می خواست به مشیت ازلی همه بشر را یک امت قرار می داد و لیکن هر که را بخواهد گمراه کند و هر که را بخواهد هدایت، و البته آنچه از نیک و بد کرده اید از همه سؤال خواهید شد".

علامه طباطبائی در تفسیر المیزان ذیل آیه 93 سوره نحل می گوید: "مقصود این است که خداوند می تواند همه ایشان را از نظر هدایت و سعادت یک جور خلق کند. و مقصود از اضلال بعضی و هدایت بعضی، اضلال و هدایت ابتدایی نیست، بلکه مجازاتی است؛ زیرا همه آنان چه گمراهشان و چه در راهشان همه هدایت ابتدایی دارند و آن کسی که خدا می خواهد گمراهش کند کسی است که خودش راه ضلالت؛ یعنی معصیت را پیموده و پشیمان هم نمی شود و آن کس که خدا هدایتش کرده کسی است که هدایت فطری خود را از دست نداده و بر آن اساس مشی می کند یا همواره در طاعت است و یا اگر گناهی از وی سر می زند توبه می کند و از راه گناه به صراط مستقیم و سنت الاهی اش که تبدیل پذیر نیست بر می گردد: "و لتسئلن عماکنتم تعملون:. جمله ای است برای دفع توهمی که ممکن است به ذهن بیاید و آن این است که مستند بودن هدایت و ضلالت به خداوند سبحان اختیار بشر را باطل می کند و به دنبال باطل شدن اختیار مسئله نبوت ها و رسالت ها باطل می شود. برای دفع چنین توهمی جواب داده شده که نه، هنوز سؤال و جواب و اختیار باقی است. و به دست خدا بودن هدایت و ضلالت اختیار شما را باطل نمی کند؛ زیرا خدا ابتداءً گمراه و هدایت نمی کند، گمراه کردنش مجازاتی است؛ یعنی کسی را که خودش گمراهی را خواسته در گمراهی پیش می برد، و همچنین کسی را که هدایت را اختیار کرده باشد در هدایت پیش می برد و خلاصه شما هر چه اختیار کنید خداوند شما را کمک می کند و در آنچه انتخاب کرده اید پیش تر می برد".[2]

 

آیات متمم یکدیگرند و بعضی آیات بعض دیگر را تفسیر می کند همان خدایی که فرموده: "یضل من یشاء"؛ هر کس را بخواهد گمراه می کند، همان خدا هم فرموده : "و یضل الله الظالمین"؛ خدا ظالمین را گمراه می کند.[3] یا "کذلک یضل الله من هو مسرف مرتاب"؛ خدا گمراه می کند کسی را که اسراف می کند.[4] و یا "کذلک یضل الله الکافرین"؛ خدا گمراه می کند کافرین را.[5] پس درست است که به اصطلاح هر کس را خدا بخواهد گمراه می کند، ولی باید دانست چه سنخ از بندگان در معرض گمراهی قرار می گیرند، خدا ظالمین و دروغ گویان، فاسقان، مسرفان و کافران و آنهایی که در حالت اختیار نافرمانی می کنند را گمراه می نماید. پس مقدمه اضلال حق به دست بنده جاری می گردد. نیز در مقام هدایت هم شرایطی وجود دارد، اگر می فرماید: "یهدی من یشاء"؛ یعنی هر که را بخواهد هدایت می کند، آیاتی هم در مقام بیان شرایط هدایت وارد شده است که می فرماید: "و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا"؛ و آنان که در راه ما مجاهده کردند هر آینه هدایت می کنیم ایشان را.[6] و در جاهای دیگر می فرماید: "ان الله لا یهدی القوم الفاسقین" ، "لایهدی القوم الکافرین" ، "لایهدی القوم الفاسقین" ، "لایهدی کید الخائنین" ، "لایهدی من هو کاذب کفار"؛... یعنی خداوند از آنهایی که در مقام هدایت نیستند. هدایت را نفی می کند.

 

پس معلوم شد که برای صالحان و متقین هیچ گاه گمراهی روا نیست و معاندان لجوج را هدایت شایسته نباشد.

اگر به این آیات توجه شود کوچک ترین تردیدی باقی نمی ماند که خدای تعالی حالت اختیار و استقلال را به همه داده است که می فرماید: "انا هدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفوراً"؛[7] یعنی ما به حقیقت راه (حق و باطل) را به انسان نمودیم حال خواهد هدایت پذیرد و شکر این نعمت گوید و خواه آن نعمت را کفران کند.

 

نتیجه این که خدای تعالی ظالمان، کاذبان ، مجرمان را هدایت نمی کند و اصلا این گروه خود در یک گمراهی آشکار هستند. که می فرماید: "من یعص الله و رسوله فقد ضل ضلالاً مبیناً"؛[8] یعنی کسی که نافرمانی کند خدا و رسولش را پس به تحقیق که گمراه شده گمراه شدنی آشکار. پس هر کس مستحق هدایت باشد خدای تعالی او را به بهشت هدایت می کند و کسی نیست که بتواند او را برگرداند و آن که را که مستوجب عذاب باشد و به سوی دوزخ کشاند کسی او را از شر عذاب نگاه ندارد. اما اهل و مستحق عذاب شدن و یا مستحق ثواب شدن مقدمتاً به دست انسان سپرده شده است.

 

اگر کسی ظالم شد خدا او را هدایت نمی فرماید: "ان الله لا یهدی القوم الظالمین" و اگر کسی با تقوا باشد خدا او را هدایت می کند. "یا ایها الذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقاناً"؛[9] اگر پرهیزگاری پیشه کنید خداوند حس تشخیص حق از باطل را در شما زنده می کند و به شما روشن بینی عطا می فرماید.

 


 

[1] نحل، 93.

[2]  المیزان، ج 12.

[3]  ابراهیم، 27.

[4]  غافر، 34.

[5]  غافر، 74.

[6]  عنکبوت، 69.

[7]  دهر، 3.

[8]  احزاب، 36.

[9]  انفال، 29.

افزودن نظر