امروز پنج شنبه, 02 آذر 1396 - Thu 11 23 2017

منو

Deprecated: Non-static method JSite::getMenu() should not be called statically, assuming $this from incompatible context in /home/rahimi/domains/rahimi-azad.org/public_html/fa/templates/kh_ghadr/khghr/framework/helper.layout.php on line 175

Deprecated: Non-static method JApplication::getMenu() should not be called statically, assuming $this from incompatible context in /home/rahimi/domains/rahimi-azad.org/public_html/fa/includes/application.php on line 539

Deprecated: Non-static method JSite::getMenu() should not be called statically, assuming $this from incompatible context in /home/rahimi/domains/rahimi-azad.org/public_html/fa/templates/kh_ghadr/khghr/framework/helper.layout.php on line 175

Deprecated: Non-static method JApplication::getMenu() should not be called statically, assuming $this from incompatible context in /home/rahimi/domains/rahimi-azad.org/public_html/fa/includes/application.php on line 539

امر به معروف و نهي از منكر، مبنای مقاومت و قيام امام حسين(علیه السلام)

  • دسته: محرم
  • بازدید: 1637

محرم

امام حسين (ع) در كنار قبر رسول الله (ص) در آغاز حركت خود، اساس نهضت خود را مشخص مي كنند: «اللهم اني احب المعروف و انكر المنكر...»(1)

در وصيت نامه خود به هنگام حركت از مدينه به محمدبن حنفيه مي فرمايد : «اني لم اخرج أشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً، إنما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي (ص) أييد أن اَمر بالمعروف و أنهي عن المنكر...(2)

راز اساسي اين است كه حسين (ع) خليفه الله في الارض و نماينده و نماياننده خدا در زمين بود و دو اصل امر به معروف ونهي از منكر، دو اصل اساسي است كه ريشه ي فطري دارد و جزئي از ساختار باطني انسان است؛ چه اينكه خداوند متعال بعد از اعطاي اختيار، ميل به فطريات و خوبي ها را در درون انسان قرار داده و به ضميرهاي پاك، بدي ها را از خوبي ها نمايانده است : «فألهَمَها فُجُورَها و تَقْواهَا»: سپس بدي ها و پرهيزگاري هايش را به او الهام كرده است.(3)

سيره انبياء و امامان (عليهم السلام) نيز بر همين اصل استوار بود. قال ابوجعفر (ع): «ان الامر بالمعروف و النهي عن المنكر سبيل الانبياء و منهاج الصالحين»(4)و از شاخصه هاي مهم زندگي معصومين (عليهم السلام) بوده است : «وامرتم بالمعروف و نهيتم عن المنكر»؛ (5)هر چند اين دو اصل به امت اسلامي اختصاص نداشته و در امم قبل نيز جاري بوده است :«وَ لَقَد بَعَثْنَا فِي كلِّ اُمَّهٍ رَسُولاً أنِ اعْبُدُواللهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوت» : به ميان هر ملتي پيامبري مبعوث كرديم كه خدا را بپرستيد و از بت دوري كنيد؛ (6)«لَيْسوا سوَاءً مِّنْ أَهْلِ الْكِتَبِ أُمَّةٌ قَائمَةٌ يَتْلُونَ ءَايَتِ اللَّهِ ءَانَاءَ الَّليْلِ وَ هُمْ يَسجُدُونَ... وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ »: اهل كتاب همه يكسان نيستند گروهي به طاعت خدا ايستاده اند و آيات خدا را در دل شب تلاوت مي كنند و سجده به جاي مي آورند و امر به نيكي و نهي از بدكاري مي كنند.(7)

 امتياز امت اسلامي و پيروان پيامبر (ص) همين اصل امر به معروف و نهي از منكر معرفي شده است. «كُنتُمْ خَيرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَت لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ»(8)شما برترين وبهترين امتي هستيد كه از ميان مردم پديد آمده و امر به معروف و نهي از منكر مي كنيد.

اين برترين و بهترين، يك مظهر اعلا و عالي مي خواهد و حسين (ع) مظهر اين بهترين و برترين بود؛ زيرا افزون بر اينكه اساس نهضت او اين دو اصل قرار گرفت، اقدام او بالاترين مرتبه اجراي اين دو اصل هم بود.

 حسين (ع) مجري نهايت مرتبه امر به معروف و نهي از منكر

 يكي از اسرار توجه تمام انبيا و اولياء (عليهم السلام) و ائمه به حسين (ع) و تلاش آنها در كشيدن اذهان و انظار به سوي حسين (ع) اين بود كه حين (ع) در اين عالم رسالت اجراي نهايت مرتبه امر به معروف و نهي از منكر را بر دوش داشت و آن را به اجرا در آورد.

در كتب فقهي، مدلل و روشن شده است كه امر به معروف و نهي از منكر داراي مراتب متعددي است.(9)از انكار قلبي كه واجب عيني است(10)شروع مي گردد و به توصيه و نهي زباني و سپس عمل و اجراي حدود و جهاد كشيده مي شود. اوج و نهايت مرتبه ي امر به معروف و نهي از منكر كه بر اساس حكمت بالغه ي الهي بايد در اين عالم يك باره محقق مي شد، همان اقدام و قيام حسين(ع) است.

 اسرار نهفته در نهايت مرتبه امر به معروف و نهي از منكر

 در اجراي نهايت مرتبه امر به معروف و نهي از منكر، چون يك بار و فقط يك بار در تاريخ انسان ها اتفاق مي افتد، شگفتي ها و اسراري مكنون است.

 نهايت عبويت در اجراي نهايت مرتبه نهي از منكر

 اجراي اين مرتبه از امر به معروف و نهي از منكر، مقامي به مجري آن مي بخشد كه اصل ريشه تمام عابدان قرار مي گيرد. حسين (ع) فرزندي به نام عبدالله نداشت؛ در عين حال كنيه اباعبدالله به او داده اند.(11) راز اين كنيه در اين است كه امام حسين (ع) با اجراي اوج امر به معروف و نهي از منكر به نهايت مرتبه عبوديت پروردگار رسيد؛ لذا تمام «عبدالله» هاي قبل و بعد از حسين (ع) گويا از حسين (ع) ريشه مي گيرند و فرزند او و جزئي از اويند.

 تلاوت سر بريده، مظهر نص «لن يفترقا» ي پيامبر (ص)

 از لوازم اين مرحله، قرآن خواندن سر بريده است. اين سر همان سر حسين (ع) است كه بر بالاي نيزه قرآن مي خواند.(12)براي كسي كه بر اسرار الهي و اسرار اين عالم آشنا است، قرآن خواني سر بريده ولي الله بسيارآشناست و هيچ غرابتي ندارد. سر بريده ي تالي قرآن مظهر نص رسول الله (ص) «أنهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض» است. سر حسين (ع) در اين حال ترجمان حديث قرب فرائض (13)است كه خدا با زبان عبدش سخن مي گويد. زبان حسين (ع) بر بالاي نيزه هنگام قرائت قرآن، زبان خدا بود. سر حسين (ع) اعجازي براي هدايت خلق و اتمام حجت خدا بر كوردل ترين انسان ها بود. دليل و حجتي غير قابل قياس با شجره اي (14) كه با قوه مودعه از جانب خدا به سخن در مي آيد و حجتي بر حقانيت و نبوت حضرت موسي (ع) قرار مي گيرد.

 تكرار ناپذيري اصل واقعه كربلا

 طراح و مجري اين مرتبه ي نهي از منكر ـ حسين ابن علي (ع) ـ هم در جايگاه امام معصوم (ع) عمل مي كند؛ لذا كربلا و عاشورا فقط يك بار و فقط يك بار در تاريخ اتفاق مي افتد و هم به عنوان يك مكلف عمل مي نمايد تا براي هميشه كربلا و عاشورا در مراتب بعدي تكرار شود و عمل او قابليت اخذ و الگوبرداري براي ساير مكلفين را داشته باشد؛ بنابراين آنجا كه مي فرمايد : «الا ترون ان الحق لا يعمل به و ان الباطل لا يتناهي عنه ليرغب المؤمن...»، حضرت (ع) در جايگاه يك مكلف سخن مي گويد؛ زيرا نمي فرمايد «ليرغب الامام...»؛ اما آنجا كه آگاه به قتل خود و تمام اصحاب خود حتي كودك شيرخواره اش است و به اسيري بردن آل الله آگاه است و در عين حال آل الله را به پيش مي راند و به قتلگاه مي برد، در جايگاه امام (ع) و وظيفه ي امامت و حكم حكومتي عمل مي كند؛ چه اينكه يك مكلف غير امام، موظف نيست

 آل الله را براي نهي از منكر به قتلگاه ببرد و آل الله را به دست اسارت بسپارد؛ اين فقط و فقط در حيطه ي اختيار امام معصوم (ع) است.

بنابراين اوج مرتبه ي امر به معروف ونهي از منكر فقط توسط امام (ع) به اجرا در مي آيد؛ اما در عين حال هر مسلماني نيز مكلف است راهي را كه امام حسين (ع) در پيش گرفت، برود؛ اگر نتواند عين واقعه ي كربلا و عاشورا را پديد آورد.

 


 

1. مقتل العوالم؛ ص 54. حياه الامام الحسين؛ ص 259. تاريخ طبري؛ ج6، ص 191 و مقتل الحسين للمقرم؛ ص 133.

 2. مقتل العوالم؛ ص 54. مقتل خوارزمي؛ ص 188 و مقتل الحسين، صص 37 و 139.

 3. شمس : 8.

 4. وسائل الشيعه، ج11.

 5. زيارت جامعه كبيره؛ مفاتيح الجنان.

 6. نحل :36.

 7. آل عمران : 113-114.

 8. آل عمران :110.

 9. جواهر الكلام؛ ج21، ص 353.

 10. شرايع الاسلام؛ ج1، ص 343.

 11. ترجمه الامام الحسين از ابن عساكر؛ ص 37. الارشاد؛ ص 103. حياه الامام الحسين؛ ص 43 و كشف الغمه؛ ص 213.

 12. مناقب شهر آشوب؛ ج2، ص 18 و مقتل الحسين؛ 332.

 13. و ما يتقرب الي عبد ما عبادي بشي احب الي مما افترضت عليه و انه يتقرب الي بالنافله حتي احبه فاذا حبه كنت اذا سمعه الذي بسمع به و بصره الذي يبصر به و لسانه الذي ينطق به...(چهل حديث امام (رحمه الله) ص 487).

 14. فلما أتها نودي من شطي الواد الأيمن في بقعه المباركه من الشجره أن يا موسي إني أنا الله رب العالمين (قصص :30).

 

افزودن نظر